هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از زندگی سخت و ناامیدانهاش است. او از بخت بد، تنگدستی، و بیتوجهی دیگران شکایت میکند و احساس شرمندگی از زنده بودن در چنین شرایطی دارد. شاعر از نبود امید به آینده و رنجهایش میگوید و در نهایت به دنبال تسلی و کمک از سوی یک مقام بالاتر (شاه) است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق غم و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و شرایط اجتماعی تاریخی دارد.
شماره ۶۸۵ - ای بخت بارینی که به باران رسانیم
ای بخت بارینی که به باران رسانیم
در تنگنای زرتشان وارهانیم ۱
من مرده ام نه زنده بدین حال کس مباد
حقا خجالت ازین زندگانیم ۲
نه پرسش نه طال بقائی به نامه ای
این چشم داشت نیست ز باران جائیم ۳
خون میخورم به جای می این ست عشرتم
جانم به لب رسد ازین کامرانیم ۴
با صد دریغ جان به جوانی دهم به باد
گر زآنکه رحمتی نکنی بر جوانیم ۵
ای باد رنجه کن قدمی در حریم شاه
آنگه به عرض او برسان ناتوانیم ۶
پایم به دست نیست و لیکن به سر دوم
چون خامه باز گر به خط خویش خوائیم ۷
صدق کمال ساده درون و کمال صدق
چون خامه باز گر به خط خویش خوائیم ۸
در تنگنای زرتشان وارهانیم ۱
من مرده ام نه زنده بدین حال کس مباد
حقا خجالت ازین زندگانیم ۲
نه پرسش نه طال بقائی به نامه ای
این چشم داشت نیست ز باران جائیم ۳
خون میخورم به جای می این ست عشرتم
جانم به لب رسد ازین کامرانیم ۴
با صد دریغ جان به جوانی دهم به باد
گر زآنکه رحمتی نکنی بر جوانیم ۵
ای باد رنجه کن قدمی در حریم شاه
آنگه به عرض او برسان ناتوانیم ۶
پایم به دست نیست و لیکن به سر دوم
چون خامه باز گر به خط خویش خوائیم ۷
صدق کمال ساده درون و کمال صدق
چون خامه باز گر به خط خویش خوائیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۴ - از لب و زلف او نشان جستم و باز یافتم
گوهر بعدی:شماره ۶۸۶ - ای زنگیان زلف ترا شاه چین غلام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.