هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و علاقه خود به همسرش میگوید و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن میراند. او از شمع و سوختن آن به عنوان نمادی از عشق و فداکاری یاد میکند و از خداوند عمر دراز برای خود و همسرش طلب میکند. همچنین، شاعر به پاکی و وفاداری خود در عشق اشاره میکند و از اقبال بلند خود در این رابطه ابراز خوشحالی مینماید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۹۱ - بیوی خویش گردان زنده بازم
بیوی خویش گردان زنده بازم
همی کش ساعتی دیگر بنازم ۱
به شمع امشب مگر دل همزبانست
که او می سوزد و من میگدازم ۲
سر زلفت مرا عمر دراز ست
خداوندا بده عمر درازم ۳
اگر کردم نظر بازی به رویت
به حمدالله که باری پاکبازم ۴
به چشمم کی پر مرغی که تا باز
بیارد نامه از سوی تو بازم ۵
کمال خسته گفتی چاکر ماست
بدین اقبال دایم سرفرازم ۶
همی کش ساعتی دیگر بنازم ۱
به شمع امشب مگر دل همزبانست
که او می سوزد و من میگدازم ۲
سر زلفت مرا عمر دراز ست
خداوندا بده عمر درازم ۳
اگر کردم نظر بازی به رویت
به حمدالله که باری پاکبازم ۴
به چشمم کی پر مرغی که تا باز
بیارد نامه از سوی تو بازم ۵
کمال خسته گفتی چاکر ماست
بدین اقبال دایم سرفرازم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۰ - باز می بیخودی بروی تو خوردیم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۲ - بحمدالله که دیگر بر روی دوستانه دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.