هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و شوق خود به معشوق سخن میگوید. او از احساسات شدید خود، از دست دادن کنترل در برابر معشوق، و فداکاری بیحد و حصر برای او صحبت میکند. شاعر همچنین به موضوعاتی مانند عقل و دین اشاره میکند، اما تأکید میکند که تنها معشوق را میشناسد و به چیز دیگری توجهی ندارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر دارند و مناسب مخاطبانی است که از بلوغ فکری و احساسی کافی برخوردارند.
شماره ۶۹۵ - بر آمد جان ز شوق آن دهانم
بر آمد جان ز شوق آن دهانم
بر آوردی به هیچ ای دوست جانم ۱
گریبانم ز دست خود چه دوزی
ه از دست تو بازش می درانم ۲
ز تو می پرسم و می گویم از شوق
سخن می گویم و در می چکانم ۳
چو در گفتار می آری لب خویش
شکر می چینم و جان می فشانم ۴
اگر بویت به من جانی رساند
چه می ترسی یکی را صد رسانم ۵
مرا پرسی ز عقل و دین چه دانی
ترا دانم من این و آن ندانم ۶
کمال از جانستانش رنجه شد گفت
چه می رنجی حق خود می ستانم ۷
بر آوردی به هیچ ای دوست جانم ۱
گریبانم ز دست خود چه دوزی
ه از دست تو بازش می درانم ۲
ز تو می پرسم و می گویم از شوق
سخن می گویم و در می چکانم ۳
چو در گفتار می آری لب خویش
شکر می چینم و جان می فشانم ۴
اگر بویت به من جانی رساند
چه می ترسی یکی را صد رسانم ۵
مرا پرسی ز عقل و دین چه دانی
ترا دانم من این و آن ندانم ۶
کمال از جانستانش رنجه شد گفت
چه می رنجی حق خود می ستانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۴ - به درد تو جز ناله همدم ندارم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۶ - بسی درد از غم عشقت کشیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.