هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عشق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق او را درمان کرده و از غمها نجات داده است. او خود را مرغی میداند که در دام عشق گرفتار شده و از این دردها لذت برده است. در نهایت، او به عنوان طبیب عاشقان شناخته میشود که درد عشق را بر همه درمانها ترجیح داده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای نوجوانان کمسنتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۹۶ - بسی درد از غم عشقت کشیدم
بسی درد از غم عشقت کشیدم
ز بی دردی بتر دردی ندیدم ۱
یکایک درد من درمان پذیرفت
از آن دم کز تواین شربت چشیدم ۲
به نیم اندوه از صد غضه رستم
به یک درد از هزاران غم رهیدم ۳
من آن مرغم که در دام بلایت
چو پیچیدم غم و درد تو چیدم ۴
فغان خود من سرگشته زین درد
رساندم بر فلک هر جا رسیدم ۵
طبیب عاشقانت نام کردند
چو دردت بر همه درمان گزیدم ۶
به اوصاف کمال امروز از عشق
از آن فردم که همدرد فریدم ۷
ز بی دردی بتر دردی ندیدم ۱
یکایک درد من درمان پذیرفت
از آن دم کز تواین شربت چشیدم ۲
به نیم اندوه از صد غضه رستم
به یک درد از هزاران غم رهیدم ۳
من آن مرغم که در دام بلایت
چو پیچیدم غم و درد تو چیدم ۴
فغان خود من سرگشته زین درد
رساندم بر فلک هر جا رسیدم ۵
طبیب عاشقانت نام کردند
چو دردت بر همه درمان گزیدم ۶
به اوصاف کمال امروز از عشق
از آن فردم که همدرد فریدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۵ - بر آمد جان ز شوق آن دهانم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۷ - بکش به ناز مرا ای به غمزه آفت مردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.