هوش مصنوعی:
این متن شعری است که بیانگر عشق عمیق و درد فراق است. شاعر از رنج دوری از معشوق میگوید و اینکه حتی با وجود این درد، عشقش را حفظ میکند. همچنین، او از نادیده گرفته شدن احساساتش توسط معشوق شکایت دارد و تأکید میکند که عشق او فراتر از هر چیزی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خونابه دل' و 'سوخت جانم' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۷۰۰ - بی تو نفسی که زنده مانم
بی تو نفسی که زنده مانم
اگر می کشیم سزای آنم ۱
هرگز نبرم زنیغ نو مهر
گر کارد رسد به استخوانم ۲
دل را ز لبت چو سازم آگاه
بر سوخته نمک فشانم ۳
این سوز درون ز سوختن نیست
نا ساختن تو سوخت جانم ۴
گفتی غم تو خورم چه دانی
غمخواره اگر تونی چه دانم ۵
خونابه دل مرا حلال است
ای دیده که من نمی چکانم ۶
گویند کمال بر در دوست
از خاک کم است بیش از آنم ۷
اگر می کشیم سزای آنم ۱
هرگز نبرم زنیغ نو مهر
گر کارد رسد به استخوانم ۲
دل را ز لبت چو سازم آگاه
بر سوخته نمک فشانم ۳
این سوز درون ز سوختن نیست
نا ساختن تو سوخت جانم ۴
گفتی غم تو خورم چه دانی
غمخواره اگر تونی چه دانم ۵
خونابه دل مرا حلال است
ای دیده که من نمی چکانم ۶
گویند کمال بر در دوست
از خاک کم است بیش از آنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹۹ - بیا ساقی که بیخ غم به دور گل براندازیم
گوهر بعدی:شماره ۷۰۱ - پیش رخ نو مه را حسنی چنان ندیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.