هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از رنجهای عشق، نیاز به معشوق، و ارتباط عمیق معنوی با او سخن میگوید. او از ناز معشوق، تیغ برندهاش، و نمادهای عرفانی مانند زلف و محراب برای بیان احساساتش استفاده میکند. در پایان، شاعر به اقبال و سرفرازی اشاره میکند که از بندگی خداوند حاصل میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۱۷ - چه رنجم از تو گر کشتی به نازم
چه رنجم از تو گر کشتی به نازم
که نازت عمر نو بخشید بازم ۱
چو کارم جز بریدن نیست از خویش
چرا باشد ز تیغت احترازم ۲
طبیبی شربت من گر نسازی
از قند به به خون دل بسازم ۳
ز ابرویت چو رو آرم به محراب
سر زلفت بود عقد نمازم ۴
نظر کج باختی گفتی به آن زلف
دوزخ دارد چگونه کج بنازم ۵
سر زلفت مرا عمر درازست
خداوندا بده عمر درازم ۶
کمال از بندگان ماست گفتی
بدنه اقبال دایم سرفرازم ۷
که نازت عمر نو بخشید بازم ۱
چو کارم جز بریدن نیست از خویش
چرا باشد ز تیغت احترازم ۲
طبیبی شربت من گر نسازی
از قند به به خون دل بسازم ۳
ز ابرویت چو رو آرم به محراب
سر زلفت بود عقد نمازم ۴
نظر کج باختی گفتی به آن زلف
دوزخ دارد چگونه کج بنازم ۵
سر زلفت مرا عمر درازست
خداوندا بده عمر درازم ۶
کمال از بندگان ماست گفتی
بدنه اقبال دایم سرفرازم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۶ - چه خوشتر دولتی زینم که دایم با تو بنشینم
گوهر بعدی:شماره ۷۱۸ - حقوق ناز و عتاب حبیب من دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.