هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر از طلب‌های مکرر معشوق، بی‌وفایی‌ها و آزارهای او گلایه دارد و احساس می‌کند معشوق به دنبال فرد دیگری است. تصاویری مانند خون گریستن از چشم، رخت بربستن معشوق و طلب خریدار جدید، عمق درد و ناامیدی شاعر را نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند 'خون مژگان' یا 'قتل من' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه متن برای سنین پایین مناسب نیست.

شماره ۸۱۲ - یار من بار دگر می طلبد دانستم

یار من بار دگر می طلبد دانستم
عاشق زار دگر میطلبد دانستم ۱

عارش آید دگر از یاری و غمخواری من
بار و غمخوار دگر می طلبد دانستم ۲

خون مژگان من از نازه نیارد در چشم
چشم خونبار دگر می طلبد دانستم ۳

رخت برچید ز سودای من آن حسن فروش
سر بازار دگر می طلبد دانستم ۴

من تهی دست و آن دانه در بیش بهاست
او به خریدار دگر می طلبد دانستم ۵

دی بزد نیغم و نگذاشت که بوسم آن دست
قتل من بار دگر می طلبد دانستم ۶

غمزه را گفت که کم جو دگر آزار کمال
بر دل آزار دگر می طلبد دانستم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱۱ - بار اشکم دید و شد بر من رحیم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۳ - بار هر چند به ناحق طلبه آزارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.