هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود مانند عشق، درد و غم سخن میگوید. او از عناصری مانند اشک، زلف، چشم مست و دل شکسته برای بیان حالات درونی خود استفاده میکند. همچنین، اشارهای به مفاهیمی مانند صبر، مشورت و همراهی با درد و غم دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۸۱۱ - بار اشکم دید و شد بر من رحیم
بار اشکم دید و شد بر من رحیم
سائلان را دوست میدارد کریم ۱
بر بناگوشت ز مسکینی دو زلف
هر دو می افتند بر بالای سیم ۲
چشم مستت ترک یک لخت است لیک
دل به نیع نیز می سازد دو نیم ۳
زان سر زلف و دهان دل خون شدست
حول سود چون دال پیوندد به میم ۴
کس نشد از چشم و زلف مستفید
کاین سواد نادرست است آن سفیم ۵
مشورت کردند با هم صبر و غم نیست
آن سفر کرد اختبار این شد مقیم ۶
همدم جز به درد و غم کمال
خوش بود صحبت به باران قدیم ۷
سائلان را دوست میدارد کریم ۱
بر بناگوشت ز مسکینی دو زلف
هر دو می افتند بر بالای سیم ۲
چشم مستت ترک یک لخت است لیک
دل به نیع نیز می سازد دو نیم ۳
زان سر زلف و دهان دل خون شدست
حول سود چون دال پیوندد به میم ۴
کس نشد از چشم و زلف مستفید
کاین سواد نادرست است آن سفیم ۵
مشورت کردند با هم صبر و غم نیست
آن سفر کرد اختبار این شد مقیم ۶
همدم جز به درد و غم کمال
خوش بود صحبت به باران قدیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۰ - هرگاه که به ناکامی دور از لب بار افتم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۲ - یار من بار دگر می طلبد دانستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.