هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی از سعدی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید. او از شیرینی لب یار، درد فراق، و تأثیر عشق بر جان خود می‌سراید. همچنین، شاعر از امید به وصال و زیبایی‌های معشوق سخن می‌گوید و در پایان، خود را مرغ خوش‌الحان و عاشقی صادق می‌خواند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۸۳۷ - حدیث یار شیرین لب نگنجد در دهان من

حدیث یار شیرین لب نگنجد در دهان من
که باشم من که نام او برآبد بر زبان من ۱

رنیم روزی از چشمت بکشتن داد پیغامی
هنوز آن مژده دولت نرفت از گوش جان من ۲

نسیم دوستی آبد سگان آستانش را
پس از صدسال اگر یک یک ببوین استخوان من ۳

گمان میبردمی کأن به بسرو بوستان ماند
چو دیدم شکل او شد راست از قدش کمان من ۴

غم او نا توان دارد بجان میجوید آزارم
چه میجوید نمیدانم ز جان ناتوان من ۵

کمال ار بشنود سعدی دوبیتی زین غزل گوید
که خاک باغ طبعت باد آب بوستان من ۶

چنین مرغ خوش الحانی که من باشم روا باشه
که خارستان بار اشکنه باشد گلستان من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۳۶ - چه خوش است از تو بوس بخوشی نیاز کردن
گوهر بعدی:شماره ۸۳۸ - خاک پایت دوست دارد روی من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.