هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق به وطن و معشوق سخن میگوید. او از خاک وطن به عنوان نمادی از عشق و وفاداری یاد میکند و آرزوهای خود را بیان میدارد. همچنین، شاعر از رنجهای عشق و انتظار میگوید و از رقیب خود شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و تأمل دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۸۳۸ - خاک پایت دوست دارد روی من
خاک پایت دوست دارد روی من
نیست عیب ای دوستان حب الوطن ۱
خاک گشتم این سخن چندان رقیب
در دهن داری که خاکت در دهن ۲
آرزوی ماست زلفت بشکنش
در جهان یک آرزوی ما شکن ۳
گفته دیگر نسوزم جان تو
جان من دیگر چه باشد سوختن ۴
کاری برای من خسم تو آنشی چند انتظار
در دل من ز انتظار آتش مزن ۵
ای رفیب ار چشمم از سر بر کنی
چشم ازو گر بر کنم چشمم بکن ۶
عقل و دل گفتم که دزدید از کمال
زیر لب خندان چه دانم گفت من ۷
نیست عیب ای دوستان حب الوطن ۱
خاک گشتم این سخن چندان رقیب
در دهن داری که خاکت در دهن ۲
آرزوی ماست زلفت بشکنش
در جهان یک آرزوی ما شکن ۳
گفته دیگر نسوزم جان تو
جان من دیگر چه باشد سوختن ۴
کاری برای من خسم تو آنشی چند انتظار
در دل من ز انتظار آتش مزن ۵
ای رفیب ار چشمم از سر بر کنی
چشم ازو گر بر کنم چشمم بکن ۶
عقل و دل گفتم که دزدید از کمال
زیر لب خندان چه دانم گفت من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۷ - حدیث یار شیرین لب نگنجد در دهان من
گوهر بعدی:شماره ۸۳۹ - خبری بافتم از بار مپرسید ز من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.