هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وصال به معشوق سخن میگوید و از زیباییها و لذتهای این عشق یاد میکند. اما در ادامه از درد و رنج ناشی از جور و بیوفایی معشوق نیز مینالد و بیان میکند که گاهی باید از چنین عشقی دل برید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۴۱ - خوشا در کوی دلبر آرمیدن
خوشا در کوی دلبر آرمیدن
گل از گلزار وصل بار چیدن ۱
نگار خویش را در بر گرفتن
شراب وصل از لعلش چشیدن ۲
مرا باشد دلارامی پریروی
که چون آهو بود خویش رمیدن ۳
تمنا میکنم چون از لبش بوس
بود کارش به دندان لب گزیدن ۴
شود شرمنده سرو از قامت او
کند در باغ چون عزم چمیدن ۵
ولیکن بسکه می باشد دلازار
ز جورش باید از جان دل بریدن ۶
کشیدم دوش دل در پای او گفت
کمال از جور تا کی سر کشیدن ۷
گل از گلزار وصل بار چیدن ۱
نگار خویش را در بر گرفتن
شراب وصل از لعلش چشیدن ۲
مرا باشد دلارامی پریروی
که چون آهو بود خویش رمیدن ۳
تمنا میکنم چون از لبش بوس
بود کارش به دندان لب گزیدن ۴
شود شرمنده سرو از قامت او
کند در باغ چون عزم چمیدن ۵
ولیکن بسکه می باشد دلازار
ز جورش باید از جان دل بریدن ۶
کشیدم دوش دل در پای او گفت
کمال از جور تا کی سر کشیدن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۰ - خواجه چرا نشسته خیز که رفت کاروان
گوهر بعدی:شماره ۸۴۲ - خوش است بر لب معشوق مست بوسیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.