هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از درد عشق، جور معشوق، و رنجهای ناشی از عشق سخن میگوید. او از زیباییهای معشوق مانند خال، چشم، و زلف یاد میکند و از ناتوانی خود در برابر این عشق مینالد. همچنین، اشارهای به بیم از بدگویان و رنجهای روحی ناشی از عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و اشارات شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۸۷۶ - ما باز دل نهادیم بر جور دلستانان
ما باز دل نهادیم بر جور دلستانان
ما را به ما گذارید باران و مهربانان ۱
از بیم بد زبانان بردن نمی توانیم
الا به زیر لبها نام شکر دهانان ۲
با چشم و غمزه تو افتاده جان شیرین
همچون مویزه امانت در دست ترکمانان ۳
خال تو خورد خونم تا داشت باغ آن رخ
آری حرام خواره باشند باغبانان ۴
چشمان بکشتن ما تا چند رنجه سازی
بخشای نا توانی بر جان ناتوانان ۵
در زلف تو مقید جانیست هر تنی را
بگذار تا نشانند آن زلف جان فشانان ۶
دلبر چو خط برآرد سوزد کمال جانت
این حرف یاد دارم از نا نوشته خوانان ۷
ما را به ما گذارید باران و مهربانان ۱
از بیم بد زبانان بردن نمی توانیم
الا به زیر لبها نام شکر دهانان ۲
با چشم و غمزه تو افتاده جان شیرین
همچون مویزه امانت در دست ترکمانان ۳
خال تو خورد خونم تا داشت باغ آن رخ
آری حرام خواره باشند باغبانان ۴
چشمان بکشتن ما تا چند رنجه سازی
بخشای نا توانی بر جان ناتوانان ۵
در زلف تو مقید جانیست هر تنی را
بگذار تا نشانند آن زلف جان فشانان ۶
دلبر چو خط برآرد سوزد کمال جانت
این حرف یاد دارم از نا نوشته خوانان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۵ - گر قد همچو سروش در بر توان گرفتن
گوهر بعدی:شماره ۸۷۷ - مرا که خرقة ارزق به باده شد گلگون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.