هوش مصنوعی: این متن شعری است که از طبیعت، عشق و گذر زمان سخن می‌گوید. شاعر از خاطرات شیرین، تلخی‌های زندگی و ناپایداری دنیا می‌نویسد. همچنین، اشاره‌ای به فرهاد و شیرین دارد و از زیبایی‌های طبیعت مانند بلبل و گل سخن می‌گوید. در پایان، شعر به فناپذیری انسان و نوبت هر کس برای رفتن اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به عشق و گذر زمان نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.

شماره ۸۸۴ - توش کن خواجه على رغم صراحی شکنان

توش کن خواجه على رغم صراحی شکنان
بادی تلخ به یاد لب شیرین دهنان ۱

بطلب بافت نشانه از لب شیرین فرهاد
ره سوى لعل نبردند به جز کوه کنان ۲

خاک بر فرق کسانی که زر و سیم به خاک
باز بردند و نخوردند به سیمین دقنان ۳

دوش رفتم به چمن از هوس بلبل و گل
این یکی جامه دران دیدم و آن نعره زنان ۴

گفتم این چیست بگفتند که آن قوم که پار
می رسیدند درین روضه بهم جلوه کنان ۵

همه را خاک بفرسود کنون نوبت ماست
حال شمشاد قدان بنگر و نازک بدنان ۶

بلبل این گفت و دگر گفت که می توش کمال
فصل گلریز و به مطرب بگذار این سخنان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۸۳ - نمی دهد دهنت کام ما از آن لب شیرین
گوهر بعدی:شماره ۸۸۵ - په جویست آن روان در فر شیرین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.