هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از درد دوری از یار دیرین مینالد و از رنجهای عشق مانند خون شدن جگر آهوان و پرسش از حال لیلی یاد میکند. همچنین، اشارهای به مرگ رقیب و نقشهای رنگین در آب دارد. در پایان، شاعر به سادگی و کمال در هنر نقاشی و تذهیب اشاره میکند و از فرهاد مسکین یاد مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و اشارات ادبی کلاسیک نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۸۸۵ - په جویست آن روان در فر شیرین
په جویست آن روان در فر شیرین
که پرسد دیر دیر از یار دیرین ۱
جگر خون گشت مسکین آهوانرا
بخوان بر بولهب تبت نه یاسین ۲
چه افتادست لیلی را به پرسید
که آدم بود بین الماء و الطین ۳
رقیب ما بمرد الحمدلله
که نقش ما ندارد صورت چین ۴
مرا وقتی در آن کو پا به گل رفت
میترا هفت بیت خویش چندین ۵
چو زد بر آب نقشش دیده دانست
به زر کاری و جدولهای رنگین ۶
کمال از سادگی با نقش و تذهیب
که گرید سنگ بر فرهاد مسکین ۷
که پرسد دیر دیر از یار دیرین ۱
جگر خون گشت مسکین آهوانرا
بخوان بر بولهب تبت نه یاسین ۲
چه افتادست لیلی را به پرسید
که آدم بود بین الماء و الطین ۳
رقیب ما بمرد الحمدلله
که نقش ما ندارد صورت چین ۴
مرا وقتی در آن کو پا به گل رفت
میترا هفت بیت خویش چندین ۵
چو زد بر آب نقشش دیده دانست
به زر کاری و جدولهای رنگین ۶
کمال از سادگی با نقش و تذهیب
که گرید سنگ بر فرهاد مسکین ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۴ - توش کن خواجه على رغم صراحی شکنان
گوهر بعدی:شماره ۸۸۶ - نیست بازی با رخ او عشق پنهان باختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.