هوش مصنوعی:
این شعر به بیان درد و رنج عاشق در برابر معشوق خونخوار و ستمکار میپردازد. شاعر از غمها و داغهای پیوسته، غربت و آوارگی، و نالههای دلسوز عاشق سخن میگوید و در پایان، آرزوی نظارهی رخسار معشوق را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عرفانی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۸۹۸ - چاره کس نکند غمزه خونخواره تو
چاره کس نکند غمزه خونخواره تو
خون نگرید چه کند عاشق بیچاره تو ۱
کرد با خاک سر و جان عزیزان هموار
داغ پیوسته و درد غم همواره تو ۲
هر کسی راز دل ریشه بود ناله و آه
ناله ماه ز دل سختتر از خاره تو ۳
انه منم از وطن افتاده غریب نو و بس
ای مقیمان و غریبان همه آواره تو ۴
روز حشر از دل عاشق به جز این نیست سؤال
که چه آمد به نو از بار ستمکاره تو ۵
گر کنی پرده ز رخ دور مرانه چشم مرا
بود لایق و شایسته نظاره تو ۶
چند پوشیده بر آئی چو شنودندة کمال
فی جینی از خرقه صد پارۂ تو ۷
خون نگرید چه کند عاشق بیچاره تو ۱
کرد با خاک سر و جان عزیزان هموار
داغ پیوسته و درد غم همواره تو ۲
هر کسی راز دل ریشه بود ناله و آه
ناله ماه ز دل سختتر از خاره تو ۳
انه منم از وطن افتاده غریب نو و بس
ای مقیمان و غریبان همه آواره تو ۴
روز حشر از دل عاشق به جز این نیست سؤال
که چه آمد به نو از بار ستمکاره تو ۵
گر کنی پرده ز رخ دور مرانه چشم مرا
بود لایق و شایسته نظاره تو ۶
چند پوشیده بر آئی چو شنودندة کمال
فی جینی از خرقه صد پارۂ تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۷ - بی لب ساقی مرا می فرود در گلو
گوهر بعدی:شماره ۸۹۹ - چو در جان کرد و دل جا غمزه تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.