هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از جذابیتهای معشوق، از جمله غمزههای جادویی، تیرهای نگاه، و زیباییهای چشمان و ابروانش سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند عشق، ندامت، و پیشکش کردن جان در راه معشوق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به درک ادبی بیشتری دارد.
شماره ۸۹۹ - چو در جان کرد و دل جا غمزه تو
چو در جان کرد و دل جا غمزه تو
میان مردمش خواننده جادو ۱
به تیر تو شکاری را نظرهاست
که بیند از قا سوی تو آهو ۲
به جنت بیشتر سوزند مردم
اگر باشد بحور این چشم ابرو ۳
چو خاک پا فروشی بر کشیده
دو چشم تر بسازیمش ترازو ۴
از لب شفتالوئی دو لطف کن لطف
اگر چه العنب گویند دو دو ۵
مگر زلفت پشیمانست از ظلم
که دارد از ندامت سر به زانو ۶
کمال آن ترک اگر آید به مهمان
سر و جان پیشکش بر رسم ترغو ۷
میان مردمش خواننده جادو ۱
به تیر تو شکاری را نظرهاست
که بیند از قا سوی تو آهو ۲
به جنت بیشتر سوزند مردم
اگر باشد بحور این چشم ابرو ۳
چو خاک پا فروشی بر کشیده
دو چشم تر بسازیمش ترازو ۴
از لب شفتالوئی دو لطف کن لطف
اگر چه العنب گویند دو دو ۵
مگر زلفت پشیمانست از ظلم
که دارد از ندامت سر به زانو ۶
کمال آن ترک اگر آید به مهمان
سر و جان پیشکش بر رسم ترغو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۸ - چاره کس نکند غمزه خونخواره تو
گوهر بعدی:شماره ۹۰۰ - دل سوی او رفت جان هم گو برو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.