هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی به معشوق سخن میگوید و از درد دوری و ناآگاهی معشوق از حالش شکایت دارد. او خود را از اهل طریقت میداند که با دیدن معشوق از راه خود منحرف شده است. همچنین، به مقایسه خود با زاهد و تفاوت نگاهشان به زندگی اشاره میکند و در نهایت، عشق را کمال و آرزوی نهایی خود میخواند.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند طریقت و زهد ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۴۶ - شبت خوش باد ای باد سحرگاه
شبت خوش باد ای باد سحرگاه
که آوردی هوای زلف آن ماه ۱
چه سود از ناله شبها که جانان
ز حال دردمندان نیست آگاه ۲
در آن حضرت اگر چه راه آن نیست
که باشم من ز نزدیکان درگاه ۳
ولی عبیی چنان نبود ز درویش
که دارد آرزوی صحبت شاه ۴
من از اهل طریقت بودم اول
چو رفتارت به دیدم رفتم از راه ۵
مرا زاهد ز شبخیزان شمارد
من و او راد صبح استغفر الله ۶
تو جان خواه از کمال ای راحت جان
که او را در غمت این است دلخواه ۷
که آوردی هوای زلف آن ماه ۱
چه سود از ناله شبها که جانان
ز حال دردمندان نیست آگاه ۲
در آن حضرت اگر چه راه آن نیست
که باشم من ز نزدیکان درگاه ۳
ولی عبیی چنان نبود ز درویش
که دارد آرزوی صحبت شاه ۴
من از اهل طریقت بودم اول
چو رفتارت به دیدم رفتم از راه ۵
مرا زاهد ز شبخیزان شمارد
من و او راد صبح استغفر الله ۶
تو جان خواه از کمال ای راحت جان
که او را در غمت این است دلخواه ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۵ - زیر پا از زلف مشکین گه گهی میکن نگاه
گوهر بعدی:شماره ۹۴۷ - کحل بصر نیست جز آن خاک راه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.