هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از مولانا یا شاعری دیگر از مکتب عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق، عقل، وحدت وجود، و تجربه‌های روحانی می‌پردازد. شاعر از نمادهایی مانند چراغ، آب حیات، و اناالحق استفاده می‌کند تا به مفاهیم عمیق عرفانی اشاره کند. همچنین، به شخصیت‌های تاریخی مانند منصور حلاج اشاره شده است. در نهایت، شعر بر اهمیت نور عشق و دوست در تاریکی زندگی تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، اشاره به شخصیت‌هایی مانند منصور حلاج و مفاهیمی مانند «اناالحق» نیاز به پیش‌زمینه‌ای از ادبیات و عرفان اسلامی دارد.

شماره ۹۸۶ - بچشم جان چو چراغی که در میان ز جاجی

بچشم جان چو چراغی که در میان ز جاجی
ز عشق آب حیاتی ز عقل ملح اجاجی ۱

درین مرقع اگر چون کلاه صاحب ترکی
ز قالب ارچه شوی دور بر سر همه تاجی ۲

اگر به شیوه منصور دم زنی ز اناالحق
یقین شود دم آخر که چند مرده حلاجی ۳

بعلم و عقل فرو ماندی از همه عجب است این
که فیل داری و اسب و پیاده چون شه عاجی ۴

مگر دماغ تو صوفی به بانگ چنگ شود تر
که از قدح نکشیدی عظیم خشک مزاجی ۵

درون دل بفروز ای خیال دوست که ما را
هزار درد اگرت هست ازو کمال مخور غمی ۶

درین سراچه تیره تو نور بخش سراجی
چو درد دوست بود قابل هزار علاجی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۸۵ - با من این بودت ز اول شرط باری
گوهر بعدی:شماره ۹۸۷ - بجز نور و ضیاء و گرمی از آذر چه می خواهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.