هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و بیتوجهی معشوق است. شاعر از غم و اندوه خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند، اما میداند که این آرزو برآورده نخواهد شد. شعر پر از تصاویر احساسی و استعارههای زیبا است که عمق درد شاعر را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل موضوعات عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، عمق احساسات و غم بیانشده در شعر ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۹۹۷ - تا کی ای مونس دلم بیموجی غمگین کنی
تا کی ای مونس دلم بیموجی غمگین کنی
گریه های تلخ منه بینی و لب شیرین کنی ۱
چون هلاک جان خود خواهم بزاری و دعا
ناشنیده آریو در زیر لب آمین کنی ۲
گفته ای جانت به کام دل رسانم یا به لب
آن نخواهی کرد هرگز دانم اما این کنی ۳
از گل روی توأم رنگی جز این حاصل نشد
کز سرشگ ارغوانی چهره ام رنگین کنی ۴
سر به تاج سلطنت دیگر فرو نابد مرا
گر همه عمر التفاتی با من مسکین کئی ۵
ای دل اول آستین از عقل و دست از جان فشان
گر ز خامی پنجه با آن ساعد سیمین کنی ۶
جنت الفردوس بنمایند در خوابت کمال
گر شبی خاک در آن ماهرو بالین کنی ۷
گریه های تلخ منه بینی و لب شیرین کنی ۱
چون هلاک جان خود خواهم بزاری و دعا
ناشنیده آریو در زیر لب آمین کنی ۲
گفته ای جانت به کام دل رسانم یا به لب
آن نخواهی کرد هرگز دانم اما این کنی ۳
از گل روی توأم رنگی جز این حاصل نشد
کز سرشگ ارغوانی چهره ام رنگین کنی ۴
سر به تاج سلطنت دیگر فرو نابد مرا
گر همه عمر التفاتی با من مسکین کئی ۵
ای دل اول آستین از عقل و دست از جان فشان
گر ز خامی پنجه با آن ساعد سیمین کنی ۶
جنت الفردوس بنمایند در خوابت کمال
گر شبی خاک در آن ماهرو بالین کنی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۶ - تا خلوت دل خالی از اغیار نیابی
گوهر بعدی:شماره ۹۹۸ - تب چرا درد سر آورد بنازک بدمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.