هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از طبیعت و عناصر آن مانند گل، بادام و چمن برای بیان احساسات و مفاهیم عمیق انسانی مانند رنج، سلامتی و دعا استفاده میکند. شاعر با توصیف ظرافت و آسیبپذیری عناصر طبیعی، به بیان دردها و آرزوهای انسانی میپردازد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۹۹۸ - تب چرا درد سر آورد بنازک بدمی
تب چرا درد سر آورد بنازک بدمی
که چو گل تاب نیاورد به جز پیرهنی ۱
بر تن نازک او همچو عرق لرزانست
هر کجا هست تر و تازه گلی در چمنی ۲
شکرش دارد و بادام زیان پنداری
چشم نگشاید از آن روی و نگوید سخنی ۳
دیدن نبض اشارت به مسیحا کردند
گفت حیف است چنان دست بدست چو منی ۴
از پی رگ زدن از کار بفصاد افتد
نیست استاد تر از غمزة او نیش زنی ۵
بفدای تن رنجور نو و جان تو باد
هر کرا هست در ایام تو جانی و تنی ۶
صحت جان و تنت چون به دعا خواست کمال
بود آمین به زبان آمده در هر دهنی ۷
که چو گل تاب نیاورد به جز پیرهنی ۱
بر تن نازک او همچو عرق لرزانست
هر کجا هست تر و تازه گلی در چمنی ۲
شکرش دارد و بادام زیان پنداری
چشم نگشاید از آن روی و نگوید سخنی ۳
دیدن نبض اشارت به مسیحا کردند
گفت حیف است چنان دست بدست چو منی ۴
از پی رگ زدن از کار بفصاد افتد
نیست استاد تر از غمزة او نیش زنی ۵
بفدای تن رنجور نو و جان تو باد
هر کرا هست در ایام تو جانی و تنی ۶
صحت جان و تنت چون به دعا خواست کمال
بود آمین به زبان آمده در هر دهنی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۷ - تا کی ای مونس دلم بیموجی غمگین کنی
گوهر بعدی:شماره ۹۹۹ - ترا چگونه توان گفت یوسف ثانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.