هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و از تأثیرات عمیق نگاه و رفتار معشوق بر دل خود مینالد. او از راز و رمزهای عشق و جمال معشوق میپرسد و از رقیب و موانع عشق شکایت میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که جز آه و ناله از عشق او چیزی نصیبش نشده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۰۰۰ - ترا دیده هر بار دیدی چه بودی
ترا دیده هر بار دیدی چه بودی
که هر بار دولت مرا رخ نمودی ۱
چه بودی گر آن لب نمک میفشاندی
وز آن سوز ریش دل ما فزودی ۲
نسیم توأم گفت عود ارنه خام است
چرا خویشتن را چنین مپستودی ۳
چه رمزست گفتن عدم آن دهانرا
که چون او ندیدیم عدیم الوجودی ۴
شب از دور مه را دو تا گشته دیدم
مگر خواست کردن برویت سجودی ۵
رقیب سگت بانگ بر من نمیزد
اگر تو شبهای من میشنودی ۶
کمال از تو جز آه دل بر نیامد
چه خواهد برآمد زخس غیر دودی ۷
که هر بار دولت مرا رخ نمودی ۱
چه بودی گر آن لب نمک میفشاندی
وز آن سوز ریش دل ما فزودی ۲
نسیم توأم گفت عود ارنه خام است
چرا خویشتن را چنین مپستودی ۳
چه رمزست گفتن عدم آن دهانرا
که چون او ندیدیم عدیم الوجودی ۴
شب از دور مه را دو تا گشته دیدم
مگر خواست کردن برویت سجودی ۵
رقیب سگت بانگ بر من نمیزد
اگر تو شبهای من میشنودی ۶
کمال از تو جز آه دل بر نیامد
چه خواهد برآمد زخس غیر دودی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۹ - ترا چگونه توان گفت یوسف ثانی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۱ - ترکمن مه بود بترکی آی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.