هوش مصنوعی:
متن بیانگر احساسات شاعر درباره جدایی، ناامیدی و امید به لطف خداوند است. شاعر از بخت بد خود شکایت میکند اما در نهایت به لطف الهی امیدوار است و از نومیدی دوری میجوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۰۲ - تن در پی جان می رود ای بخت کجانی
تن در پی جان می رود ای بخت کجانی
موقوف تو ماندیم که راهی بنمائی ۱
از کار فرو بسته در هم شده ما
لطفی بنمائی گرمی باز گشائی ۲
گویند که تعجیل مکن تا برسد وقت
پیداست که تا چند بود مد جدائی ۳
ای دل مکن اندیشه از این راه که صعب است
نومید نشاید شدن از لطف خدائی ۴
دیگر ندهم دامن مقصود خود از دست
گر بابم از این واقعه سب رهانی ۵
گفتی که کمالا مکن اندیشه رفتن
آیا من مشتاق کجا و تو کجایی ۶
موقوف تو ماندیم که راهی بنمائی ۱
از کار فرو بسته در هم شده ما
لطفی بنمائی گرمی باز گشائی ۲
گویند که تعجیل مکن تا برسد وقت
پیداست که تا چند بود مد جدائی ۳
ای دل مکن اندیشه از این راه که صعب است
نومید نشاید شدن از لطف خدائی ۴
دیگر ندهم دامن مقصود خود از دست
گر بابم از این واقعه سب رهانی ۵
گفتی که کمالا مکن اندیشه رفتن
آیا من مشتاق کجا و تو کجایی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۱ - ترکمن مه بود بترکی آی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۳ - تو چشم آنکه حق بینی نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.