هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به موضوعات حقبینی، عشق الهی، دردمندی، و ارزش معنوی در برابر ظواهر دنیوی میپردازد. شاعر از زاهد خشکاندیشی انتقاد میکند که از درک حقیقت عاجز است و به جای توجه به ظواهر، به باطن و درد درونی دیگران توجه نمیکند. همچنین، اشعار به ستایش عشق الهی و تواضع در برابر خداوند اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۰۳ - تو چشم آنکه حق بینی نداری
تو چشم آنکه حق بینی نداری
وگر نه هرچه بینی حق شماری ۱
مکن بب غریق ای زاهد خشک
کزین دریا تو چون خس در کناری ۲
از احوال درون دردمندان
چگویم با تو چون دردی نداری ۳
ز ابرویش چه روی آری به محراب
نماز ناروا تا کی گزاری ۴
دلا از ما بگو با چشم گریان
چو با عنایت کرد باری ۵
نثار خاک آن دراز در و لعل
به بار ای کان گوهر تا چه داری ۶
کمال آن خاک نعلین ار کنی تاج
از درویشی بشاهی سر برآری ۷
وگر نه هرچه بینی حق شماری ۱
مکن بب غریق ای زاهد خشک
کزین دریا تو چون خس در کناری ۲
از احوال درون دردمندان
چگویم با تو چون دردی نداری ۳
ز ابرویش چه روی آری به محراب
نماز ناروا تا کی گزاری ۴
دلا از ما بگو با چشم گریان
چو با عنایت کرد باری ۵
نثار خاک آن دراز در و لعل
به بار ای کان گوهر تا چه داری ۶
کمال آن خاک نعلین ار کنی تاج
از درویشی بشاهی سر برآری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۲ - تن در پی جان می رود ای بخت کجانی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰۴ - نو درد نداری و رخ زرد نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.