هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و بی‌دلی می‌گوید و از نگاه نکردن معشوق به حالش شکایت دارد. او از باران محنت و رنجی که بر سرش می‌بارد سخن می‌گوید و از تنهایی و بی‌اعتنایی دیگران گلایه می‌کند. شاعر همچنین به نیت پاک خود اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

شماره ۱۰۳۸ - عاشقی و بی دلی بیدلبری

عاشقی و بی دلی بیدلبری
این همه دارم غربی بر سری ۱

آب چشمه من که عین مردمیست
ننگرد در حال من گر ننگری ۲

این همه باران محنت خود مرا
بر سر از چشم تر آمد برتری ۳

شمع مجلس دوش دور از روی جمع
گونه رخسار من دید و گری ۴

هم به دشنامی چه باشد ای ملول
کز دعاگویان خود باد آوری ۵

با رقیان حیفی ای شیرین دهن
چون در انگشت گدا انگشتری ۶

نیت هر کس نداند جز کمال
جان من نو جوهری او جوهری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۷ - طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۹ - قطره قطره از دریا چو به ساحل آیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.