هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق و درد عاشقی می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان راهی برای رسیدن به کمال و مردانگی یاد می‌کند و تأکید دارد که بدون عشق و درد، زندگی معنایی ندارد. همچنین، به اهمیت صداقت در عبادت و پذیرش رنج‌های عاشقی اشاره می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۰۳۷ - طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی

طبیب عاشقان آمد بیا بگذار بیدردی
چه میخواهی ازین رحمت دوائی جو که به گردی ۱

طریق عاشقی بر گیر و سروی دردمندان شو
که بیعشقی و بیدردی نباشد شیوه مردی ۲

رخت گر زردشد زین درد کار خویش چون زر دان
که چون زر سرخ روبنهاست عاشق را ز رخ دردی ۳

دلا جز خون مزگانی نرفت از پیش یک کارت
درون ریش درویشی مگر پیموجب آزردی ۴

گرت ئیت نه روی اوست از هر سجده در قبله
بگیر از سر نماز خود که در نیت خطا کردی ۵

بروی زرد بنمایم نشسته خاک کویت را
به عقبی گر به پرسندم که از دنیا چه آوردی ۶

غم و اندوه بی یاریز بیدردان نباید خوش
کمال اینها نرا زید که صاحب دردی و فردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۶ - صنما در خط سنبل مه تابان داری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۸ - عاشقی و بی دلی بیدلبری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.