هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به معنا اشاره دارد. شاعر از دل اهل صفا، بتشکنی در راه دوست و چشم دل سخن میگوید و بر اهمیت معنا بر صورت تأکید میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸ - کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ
کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ
منزل ما ز آفتاب چون دل اهل صفاست ۱
فتنهٔ صورت شود گو دل لعبت پرست
جان که به معنی رسید غافل ازین ماجراست ۲
بود دلم بت پرست از کف ایشان بجست
دوست چو آمد بدرست بت شکنی کارماست ۳
چشم صور بین بود بی خبر از حال دل
دیده دل را نظر بر صفت کبریاست ۴
چند زنی ای همام لاف ز سودای او
عاشق وحیران دوست بسته در این ماجراست ۵
منزل ما ز آفتاب چون دل اهل صفاست ۱
فتنهٔ صورت شود گو دل لعبت پرست
جان که به معنی رسید غافل ازین ماجراست ۲
بود دلم بت پرست از کف ایشان بجست
دوست چو آمد بدرست بت شکنی کارماست ۳
چشم صور بین بود بی خبر از حال دل
دیده دل را نظر بر صفت کبریاست ۴
چند زنی ای همام لاف ز سودای او
عاشق وحیران دوست بسته در این ماجراست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - در پی آن میدوید دل که نگاری کجاست
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - حسنت چو اشتیاق دلم بی نهایت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.