هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد عشق و هجران را بیان میکند. شاعر از درد بیدرمان خود میگوید و از دوستان میخواهد که او را سرزنش نکنند. همچنین، او به مقایسه خود با پروانهای که میسوزد و رهایی مییابد میپردازد، در حالی که خودش در آتش عشق میسوزد اما نمیمیرد. در نهایت، او به ناتوانی خود در فراموشی معشوق اعتراف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به درد و رنج عشق و هجران ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۵۶ - جان را به جای جانی جای توکس نگیرد
جان را به جای جانی جای توکس نگیرد
مهر تو زنده ماند روزی که تن بمیرد ۱
هر درد را علاجی بنوشته اند یارا
دردی که هست ما را درمان نمی پذیرد ۲
ای دوستان ملامت کمتر کنید ما را
با خستگان هجران افسانه در نگیرد ۳
پروانه چون بسوزد آخر خلاص یابد
بیچاره آن که دایم می سوزد و نمیرد ۴
گفتم مگر صبوری کار همام باشد
دل را به هیچ وجهی زان رخ نمی گزیرد ۵
مهر تو زنده ماند روزی که تن بمیرد ۱
هر درد را علاجی بنوشته اند یارا
دردی که هست ما را درمان نمی پذیرد ۲
ای دوستان ملامت کمتر کنید ما را
با خستگان هجران افسانه در نگیرد ۳
پروانه چون بسوزد آخر خلاص یابد
بیچاره آن که دایم می سوزد و نمیرد ۴
گفتم مگر صبوری کار همام باشد
دل را به هیچ وجهی زان رخ نمی گزیرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - رندی و بر نا پیشه یی میر مغان را می رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.