هوش مصنوعی: این شعر از امید، نجات، و رسیدن به آرامش و خوشبختی سخن می‌گوید. با استفاده از نمادهای تاریخی و اساطیری مانند یوسف، سلیمان، خضر، و کیخسرو، شاعر به پایان تاریکی و رسیدن نور و رحمت الهی اشاره می‌کند. همچنین، از طبیعت و عناصری مانند باران و گلستان برای انتقال احساس تجدید حیات و شادی استفاده شده است.
رده سنی: 14+ این شعر دارای مفاهیم نمادین و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اساطیر و تاریخ ادبیات فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا بتوان ارتباط عمیق‌تری با متن برقرار کرد.

شماره ۵۸ - دردمندان را ز بوی دوست درمان می رسد

دردمندان را ز بوی دوست درمان می رسد
مژده فرزند پیش پیر کنعان می رسد ۱

یوسف کنعانی از زندان همی یابد خلاص
خاتم دولت به انگشت سلیمان می رسد ۲

خضر را نور الهی ره نمایی می کند
کز میان تیرگی بر آب حیوان می رسد ۳

امن و راحت در میان ملک پیدا می شود
سایه کیخسرو فرخ به ایران می رسد ۴

چشم روشن می شود چون صبح دولت می دمد
این شب تاریک ظلمانی به پایان می رسد ۵

می در فشد ابر و می گوید زمین مرده را
تازه و سیراب خواهی شد که باران می رسد ۶

بلبلان را باد نوروزی بشارت میدهد
کز ره یک ساله گل سوی گلستان می رسد ۷

می رساند عاشقان را باد پیغامی ز دوست
وه که زان همدم چوراحتها به ایشان می رسد ۸

همچو سلطان نبوت را ز انفاس اویس
جان ما را راحتی از بوی جانان می رسد ۹

این نسیم خوش نفس و اسایش جان همام
از غبار منزل او عنبر افشان می رسد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷ - رندی و بر نا پیشه یی میر مغان را می رسد
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.