هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی‌های معشوق، مانند زلف، چشم‌ها و لطافت او سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ چیز به پای معشوق نمی‌رسد. همچنین، شاعر از درد عشق و امید به وصال معشوق می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق‌تر از شعر نیاز به شناخت ادبیات کلاسیک فارسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

شماره ۵۹ - جان را به جای زلفت جای دگر نباشد

جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
زین منزل خوش او را عزم سفر نباشد ۱

جانا دلم ربودی گویی خبر ندارم
در زلف خود طلب کن زآنجا به در نباشد ۲

رویی و صد لطافت چشمی و جمله آفت
زین خوبتر نباید زان نیکتر نباشد ۳

در زیر خرمن گل داری شکرستانی
در هیچ بوستانی گل با شکر نباشد ۴

نقشت همی پرستم گو سر برو ز دستم
سودای خوب رویان بی دردسر نباشد ۵

جایی که تیرباران آید ز غمزه تو
جز جان نازنینان آنجا سپر نباشد ۶

عاشق چنان به بویت از دور مست گردد
کار را اگر بگیری در بر خبر نباشد ۷

هر عاشقی که چشمش روی تو دیده باشد
گر بنگرد به غیری صاحب نظر نباشد ۸

در جان همام دارد امید روز وصلت
ای وای بر امیدش آن روز اگر نباشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸ - دردمندان را ز بوی دوست درمان می رسد
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - چو رخسارت گل رنگین نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.