هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف معشوق و بیان احساسات عمیق خود می‌پردازد. او معشوق را به بلندای سرو در بهشت تشبیه می‌کند و از ناتوانی در توصیف زیبایی‌هایش سخن می‌گوید. شاعر آرزو می‌کند که معشوق مانند جان به تن، با او یاری کند و جهان را به جنت تبدیل نماید. همچنین، اشاره می‌کند که خاک زیر پای معشوق می‌تواند آرزوها را برآورده سازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از تشبیهات و استعارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۱۸۱ - چو بالای تو گر سر وی میان بوستانستی

چو بالای تو گر سر وی میان بوستانستی
ازان سرو سهی بستان بهشت جاودانستی ۱

ز وصف یک سر هویت شدی عاجز بیان من
به جای هر سر مویی مرا گر صد زبانستی ۲

همی خواهم که او با من کند یاری چو جان با تن
جهان ما را جنا نستیگر او ما را چنانستی ۳

به روی عالم آرایش که گر خاک کف پایش
سرمرادست میدادی به جان هم رایگانستی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۰ - باز ای مطرب حدیثی در میان انداختی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۲ - گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.