۲۵۳ بار خوانده شده

شمارهٔ ۱۸۲

گر دلم را اشتیاق روی یاران نیستی
زاتش دل آب چشمم همچو باران نیستی

ارغوان و سنبل و نرگس کجا رستی زخاک
در زمین گر روی و موی و چشم خوبان نیستی
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۸۱
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۸۳
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.