هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و علاقهی خود به معشوق سخن میگوید و از زیباییها و تأثیرات او بر زندگی خود مینویسد. او از ترسها و نگرانیهای خود در رابطه با معشوق و همچنین امیدهایش به آینده میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۹۲ - معذورم اگر ورزم سودای چنین یاری
معذورم اگر ورزم سودای چنین یاری
ای چشم ملامتگر بنگر به رخش باری ۱
خامی که بدین صورت در کار نمی آید
او را نتوان گفتن جز صورت دیواری ۲
گرد شکرت گردم کز وی مگسی رانم
انصاف نمی دانم شیرینتر ازین کاری ۳
در عهد لبت شاید کز بهر شکر آید
از مصر بدین جانب هر روز خریداری ۴
زان روز همی ترسم کز خانه برون آیی
صد فتنه پدید آید بر هر سر بازاری ۵
چشم تو همی ریزد خون دل ما لیکن
در شهر نمی گردد از بیم تو عیتاری ۶
در کوی تو یک ساعت از شب نتوان خفتن
کز هر طرفی آید فریاد گرفتاری ۷
زین عاشق سرگردان از کبر مگردان سر
کز کالبد خاکی جان را نبود عاری ۸
یک عشوه شیرین است امید همام از تو
چون یار خودت خوانم یک بار بگو آری ۹
ای چشم ملامتگر بنگر به رخش باری ۱
خامی که بدین صورت در کار نمی آید
او را نتوان گفتن جز صورت دیواری ۲
گرد شکرت گردم کز وی مگسی رانم
انصاف نمی دانم شیرینتر ازین کاری ۳
در عهد لبت شاید کز بهر شکر آید
از مصر بدین جانب هر روز خریداری ۴
زان روز همی ترسم کز خانه برون آیی
صد فتنه پدید آید بر هر سر بازاری ۵
چشم تو همی ریزد خون دل ما لیکن
در شهر نمی گردد از بیم تو عیتاری ۶
در کوی تو یک ساعت از شب نتوان خفتن
کز هر طرفی آید فریاد گرفتاری ۷
زین عاشق سرگردان از کبر مگردان سر
کز کالبد خاکی جان را نبود عاری ۸
یک عشوه شیرین است امید همام از تو
چون یار خودت خوانم یک بار بگو آری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - خجسته زمانی و خوش روزگاری
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - دیگر نخوانم جان تورا زیرا که از جان خوشتری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.