هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دوری از دوستان و عزیزان شکایت میکند و بیان میکند که بدون آنها زندگی برایش بیمعناست. او از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که بتواند حتی برای لحظهای با او ارتباط برقرار کند. شاعر همچنین از دنیا و مادیات دوری میجوید و تنها به عشق و وصال فکر میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند زوال عمر و ملالت زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۱ - اکنون که نیست ما را با دوستان وصالی
اکنون که نیست ما را با دوستان وصالی
با وصل را ثباتی با عمر را زوالی ۱
پیوند تن نخواهد جانم به هیچ حالی
گر بی تو دیدهام را میلی بود به رویی ۲
از بهردوست خواهم هم جان و هم جهان را
از نور چشم خویشم پیدا شود ملالی ۳
چون دیگران نباشم در بند جاه و مالی
ترسم که هم نباید در خدمتت مجالی ۴
ای اشتباق جانم بگذار تا بخسبم
بنویس بک سلامم نا کی دریغ داری ۵
چون نیستم وصالی باری کم از خیالی
از خستگان نسیمی وز تشنگان زلالی ۶
چون بی شما ندارم ذوق از حیات خواهم
زینجا قیاس می کن با خود حساب سالی ۷
دور از تو هم شکیبی بودی همام را گر
دیدی میان خوبان حسن تو را مثالی ۸
با وصل را ثباتی با عمر را زوالی ۱
پیوند تن نخواهد جانم به هیچ حالی
گر بی تو دیدهام را میلی بود به رویی ۲
از بهردوست خواهم هم جان و هم جهان را
از نور چشم خویشم پیدا شود ملالی ۳
چون دیگران نباشم در بند جاه و مالی
ترسم که هم نباید در خدمتت مجالی ۴
ای اشتباق جانم بگذار تا بخسبم
بنویس بک سلامم نا کی دریغ داری ۵
چون نیستم وصالی باری کم از خیالی
از خستگان نسیمی وز تشنگان زلالی ۶
چون بی شما ندارم ذوق از حیات خواهم
زینجا قیاس می کن با خود حساب سالی ۷
دور از تو هم شکیبی بودی همام را گر
دیدی میان خوبان حسن تو را مثالی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - بگذشت بره نظارگان نگذاشت در قالب دلی
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - ای خواب که می بینمت از بهر خیالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.