هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و محبت سخن میگوید و از دوری معشوق شکایت دارد. او آرزو میکند که بوی معشوق را احساس کند و از پیوند عمیق عاطفی بین خود و معشوق میگوید. همچنین، به ارزش عشق و محبت اشاره میکند و آن را با آب حیات مقایسه مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و تشبیههای عمیق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۲۰ - گلستانی و ما مستان بویی
گلستانی و ما مستان بویی
چه باشد گر بیایم آرزویی ۱
چو از روی تو محروم است چشمم
سحرگه با صبا بفرست بویی ۲
میان ما چو پیوندی ست جانی
فراغت دارم از هر ماه رویی ۳
مراد خضر چون آب حیات است
به چشمش در نیاید آب جویی ۴
چه باشد گر بیایم آرزویی ۱
چو از روی تو محروم است چشمم
سحرگه با صبا بفرست بویی ۲
میان ما چو پیوندی ست جانی
فراغت دارم از هر ماه رویی ۳
مراد خضر چون آب حیات است
به چشمش در نیاید آب جویی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - دانی چگونه باشد از دوستان جدایی
بعدی:رباعیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.