هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی سخن میگوید و از تأثیرات عمیق آن بر زندگی خود مینویسد. او عشق را مانند خورشیدی میداند که بر زندگیاش میتابد و حتی فقر و گدایی را با همت والای خود به پادشاهی تبدیل میکند. شاعر از ترس حیرت و ناتوانی در برابر معشوق میگوید و عشق را کیمیایی میداند که حتی رنگ کاهی را نیز تغییر میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاری است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۲ - ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
سر ژولیدهام برد از میان، صاحب کلاهی را ۱
به دنیا از فلک سایی، سرم هرگز فرو ناید
گدایی می شمارد همّت من، پادشاهی را ۲
به زیر تیغ او چشم از رخش پوشیده می دارم
که ترسم حیرت از یادم برد، عاجز نگاهی را ۳
حبابش می شود از شوخ چشمی، چهره با داغم
اگر در بحر شوید، دامن بختم، سیاهی را ۴
حزین ، از مهر نبود ذرّه ام را پرتو منّت
ز فیض عشق دارم کیمیای رنگ کاهی را ۵
سر ژولیدهام برد از میان، صاحب کلاهی را ۱
به دنیا از فلک سایی، سرم هرگز فرو ناید
گدایی می شمارد همّت من، پادشاهی را ۲
به زیر تیغ او چشم از رخش پوشیده می دارم
که ترسم حیرت از یادم برد، عاجز نگاهی را ۳
حبابش می شود از شوخ چشمی، چهره با داغم
اگر در بحر شوید، دامن بختم، سیاهی را ۴
حزین ، از مهر نبود ذرّه ام را پرتو منّت
ز فیض عشق دارم کیمیای رنگ کاهی را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - گناهی نیست عالم سوزی آن آتشین رو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.