خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حزین لاهیجی، بیانگر درد و رنج عاشقان در فراق یار و ناپایداری دنیاست. شاعر از بیوفایی یار، رنج عشق، و بوی محبت در وجود معشوق سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۲۶۶ - بار ستم یار، گران است و گران نیست
بار ستم یار، گران است و گران نیست
جانبازی عشاق، زیان است و زیان نیست ۱
یارب چه شنیده ست ز اغیارکه امروز
با ما نگه یار همان است و همان نیست؟ ۲
حرفی ز دهانش به زبان است دهان کو؟
رازی ز میانش به زبان است و زبان نیست ۳
بویی نه و رنگی ست به رخساره جهان را
درگلشن تصویر خزان است و خزان نیست ۴
گردد به گلو بس که گره، سوخت نفس را
ما را سبق گریه روان است و روان نیست ۵
سرگشته کوی تو شدند آبله پایان
این راه پر از سنگ نشان است و نشان نیست ۶
پیداست حزین از نفست بوی محبت
در جیب تو این مشک نهان است و نهان نیست ۷
جانبازی عشاق، زیان است و زیان نیست ۱
یارب چه شنیده ست ز اغیارکه امروز
با ما نگه یار همان است و همان نیست؟ ۲
حرفی ز دهانش به زبان است دهان کو؟
رازی ز میانش به زبان است و زبان نیست ۳
بویی نه و رنگی ست به رخساره جهان را
درگلشن تصویر خزان است و خزان نیست ۴
گردد به گلو بس که گره، سوخت نفس را
ما را سبق گریه روان است و روان نیست ۵
سرگشته کوی تو شدند آبله پایان
این راه پر از سنگ نشان است و نشان نیست ۶
پیداست حزین از نفست بوی محبت
در جیب تو این مشک نهان است و نهان نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۵ - برآ از خویش زاهد، وقت شبگیر خرابات است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۷ - عشق اگر یار شود، سود و زیان این همه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.