هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی، غم و اندوه ناشی از هجران و دوری از معشوق را بیان میکند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند چراغ شب، آه، بلبل، و بوی گل، احساسات عمیق خود را توصیف میکند. او از فریب عشوهفروشان و درد جگرسوز خود میگوید و نشان میدهد که تنها عناصر طبیعت مانند نسیم و ایاغ (جام شراب) درد او را درک میکنند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مصرف شراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۵۲۰ - فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد
فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد
زبان آه مرا گوش داغ می فهمد ۱
به وصل در غم هجران نشسته بلبل ما
فریب عشوه فروشان باغ می فهمد ۲
به بوی گل نکنم التباس بوی تو را
نسیم پیرهنت را دماغ می فهمد ۳
ز دور، دل به تپیدن دهد چه حال است این
غریب، کوی تو را بی سراغ می فهمد ۴
قدح به لب چو گرفتم، شراب سوخت حزین
حرارت جگرم را ایاغ می فهمد ۵
زبان آه مرا گوش داغ می فهمد ۱
به وصل در غم هجران نشسته بلبل ما
فریب عشوه فروشان باغ می فهمد ۲
به بوی گل نکنم التباس بوی تو را
نسیم پیرهنت را دماغ می فهمد ۳
ز دور، دل به تپیدن دهد چه حال است این
غریب، کوی تو را بی سراغ می فهمد ۴
قدح به لب چو گرفتم، شراب سوخت حزین
حرارت جگرم را ایاغ می فهمد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۹ - تبسم شرمگین ز آن غنچهٔ خودکام می بارد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۱ - خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.