هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و شور عشق، جدایی و اشتیاق است. شاعر از عشق به عنوان نیرویی سوزاننده یاد میکند که جان او را میسوزاند و از زهد خشک و بیمهر گلایه میکند. او از عشق میخواهد که شور و حرارت را در وجودش بریزد و با اشک و درد، راه جنون را در پیش گیرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و بیان احساسات شدید ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'خون دیده' و 'خاری به راه' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵۵۱ - ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
در جیب جان سوخته، یک مشت داغ ریز ۱
اززهد خشک مهر و وفاگل نمی کند
خونش به خاک شوره زمین فراغ ریز ۲
از غیب بشکفان لب لعلی به طالعم
شوری درین بهار مرا در دماغ ریز ۳
مشکین عذار من، به چمن طرّه برفشان
بویی ازین بنفشه و سنبل به باغ ریز ۴
هرگز به کویت آبله پایان نمی رسند
خاری به راه پی سپران سراغ ریز ۵
ای دل درین بهار، نثار ره جنون
اشکی به رنگ لاله به دامان راغ ریز ۶
شوری فتاده است حزین از نوای تو
مشتی ازین نمک به گریبان داغ ریز ۷
در جیب جان سوخته، یک مشت داغ ریز ۱
اززهد خشک مهر و وفاگل نمی کند
خونش به خاک شوره زمین فراغ ریز ۲
از غیب بشکفان لب لعلی به طالعم
شوری درین بهار مرا در دماغ ریز ۳
مشکین عذار من، به چمن طرّه برفشان
بویی ازین بنفشه و سنبل به باغ ریز ۴
هرگز به کویت آبله پایان نمی رسند
خاری به راه پی سپران سراغ ریز ۵
ای دل درین بهار، نثار ره جنون
اشکی به رنگ لاله به دامان راغ ریز ۶
شوری فتاده است حزین از نوای تو
مشتی ازین نمک به گریبان داغ ریز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۰ - حیرت زده را تاب رخ یار میاموز
گوهر بعدی:شماره ۵۵۲ - با یار نیست دوری ما راکمی هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.