خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و یأس خود از دنیا و مردم آن سخن میگوید. او احساس میکند که حقشناسی در جهان وجود ندارد و مردم فرومایه به مال و فخر او حسادت میورزند. همچنین، او اشاره میکند که سختیهای زندگی و افکار پیچیده باعث رنجش شدهاند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق اجتماعی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، لحن انتقادی و یأسآمیز شعر نیاز به درک بالاتری از مسائل زندگی دارد.
شماره ۷۳۰ - در دهر حرامی زده شد سحر حلالم
در دهر حرامی زده شد سحر حلالم
سرمایهٔ دزدان جهان است خیالم ۱
یک ذرّه نیارند بجا حقّ نمک را
این قوم فرومایه که هستند عیالم ۲
کالا ز من و فخر و مباهات از ایشان
خردان چه بزرگی که نکردند به مالم! ۳
از تیره نفسهای حربفان به کسوف است
هر مطلع زیبنده خورشید مثالم ۴
بی رنج حزین از قلمم نکته نریزد
از پیچ و خم فکر، شکن هاست چو نالم ۵
سرمایهٔ دزدان جهان است خیالم ۱
یک ذرّه نیارند بجا حقّ نمک را
این قوم فرومایه که هستند عیالم ۲
کالا ز من و فخر و مباهات از ایشان
خردان چه بزرگی که نکردند به مالم! ۳
از تیره نفسهای حربفان به کسوف است
هر مطلع زیبنده خورشید مثالم ۴
بی رنج حزین از قلمم نکته نریزد
از پیچ و خم فکر، شکن هاست چو نالم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۹ - از وضع زخود رفتگی یار خرابم
گوهر بعدی:شماره ۷۳۱ - پر و بال تذروان محبت بسته دیوانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.