هوش مصنوعی:
شاعر از درد و رنج درونی خود میگوید که باعث شده دستش عریان و بیپناه بماند. او از خشم و غضب خود سخن میگوید که به حدی است که دستش را گزیده و آن را مانند پنجهٔ مژگان خونین کرده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و توصیف درد و رنج است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خشم و غضب و خونین شدن دست ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۸۹ - از کام دل است بس که عریان دستم
از کام دل است بس که عریان دستم
کوتاه فتاده از گریبان دستم ۱
از بس که گزیدهام به دندان غضب
خونین شده چون پنجهٔ مژگان دستم ۲
کوتاه فتاده از گریبان دستم ۱
از بس که گزیدهام به دندان غضب
خونین شده چون پنجهٔ مژگان دستم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - جمعیت خویش را پریشان کردم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - آنم که به ملک نیستی سلطانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.