هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که با وجود احساس سلطنت بر عالم نیستی، خود را بیسامان و سرگردان میداند. او مدتهاست مانند آسیاب در این دنیای کهنه در حال چرخش و سرگردانی است و از علت این سرگردانی بیاطلاع است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۰ - آنم که به ملک نیستی سلطانم
آنم که به ملک نیستی سلطانم
با سامانم اگر چه بی سامانم ۱
دیری ست چو آسیا درین کهنه سرا
سرگردانم که از چه سرگردانم ۲
با سامانم اگر چه بی سامانم ۱
دیری ست چو آسیا درین کهنه سرا
سرگردانم که از چه سرگردانم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - از کام دل است بس که عریان دستم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - آنم که ز ذوق نیستی دلشادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.