هوش مصنوعی:
شاعر از احساس گمگشتگی و بیقراری خود میگوید و بیان میکند که دیگر آرامش را نمییابد. او طبیعت و عناصر آن مانند جاده، دریا، گلشن و بلبل را به تصویر میکشد و از عشق و جنون خود سخن میگوید، همانند مجنونی که غزالان از او میگریزند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۳۴ - از آن روزی که گم کردم، سراغ آرمیدن را
از آن روزی که گم کردم، سراغ آرمیدن را
نشان جاده دانم، موج دریای تپیدن را ۱
به هر گلشن که بگشایم لب رنگین نوا، بلبل
کند نازکتر از گل، پرده گوش شنیدن را ۲
نسازد شهربند عقل، صید حلقهٔ دامم
غزالان یاد دارند از من مجنون رمیدن را ۳
نشان جاده دانم، موج دریای تپیدن را ۱
به هر گلشن که بگشایم لب رنگین نوا، بلبل
کند نازکتر از گل، پرده گوش شنیدن را ۲
نسازد شهربند عقل، صید حلقهٔ دامم
غزالان یاد دارند از من مجنون رمیدن را ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - علاج عقدهٔ دلتنگی، آسان است عاشق را
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - کنم رنگین تر از دامان گلچین، چشم خونین را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.