هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از دیدار و جدایی از معشوق میگوید. او اشاره میکند که معشوق با نگاهش احساساتش را درک میکند، اما با وجود سبکروحی شاعر، به سرعت از خاطرش میرود. شاعر همچنین از ناتوانی و واماندگی خود میگوید و آرزو میکند کسی بتواند بار این ناتوانی را بردارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر از احساسات و استعارههای شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۲ - ز دورم دید، اجازت داد عزم جان فشانی را
ز دورم دید، اجازت داد عزم جان فشانی را
نگاهش زود می فهمد، زبان بی زبانی را ۱
فرامش کاریش تعلیم دادم از سبکروحی
که زود از خاطر او رفتم و بردم گرانی را ۲
نسیم آسا، امان از آفت واماندگی دارد
تواند گر کسی برداشت، بار ناتوانی را ۳
نگاهش زود می فهمد، زبان بی زبانی را ۱
فرامش کاریش تعلیم دادم از سبکروحی
که زود از خاطر او رفتم و بردم گرانی را ۲
نسیم آسا، امان از آفت واماندگی دارد
تواند گر کسی برداشت، بار ناتوانی را ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - خوش آن ساعت که، بر بالین خرامی، خاکساری را
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - نبود آرامشی، شیب و شباب زندگانی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.