هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق معشوق بر خود مینالد و بیان میکند که حتی یک شب دوری از معشوق، راه رسیدن به زندگی جاودان را دور میسازد. شاعر خود را مانند بلبلی بیپروا میداند که از غم عشق ناله میکند و معشوق او را رسوا و مست میسازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند 'مستی' و 'مخمور' ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای گروههای سنی پایینتر داشته باشد.
شماره ۱۴۰ - شراب خون من، آن مست را مخمور می سازد
شراب خون من، آن مست را مخمور می سازد
کباب من لب شیرین او را شور می سازد ۱
به قسمت گر نصیب خضر گردد، یک شب هجران
ره نزدیک عمر جاودان را، دور می سازد ۲
چنین بی پرده چون بلبل، نمی گردید افغانم
مرا رسوا و مست، آن غنچه مستور می سازد ۳
کباب من لب شیرین او را شور می سازد ۱
به قسمت گر نصیب خضر گردد، یک شب هجران
ره نزدیک عمر جاودان را، دور می سازد ۲
چنین بی پرده چون بلبل، نمی گردید افغانم
مرا رسوا و مست، آن غنچه مستور می سازد ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - با داغ محبت، دل دیوانه نسازد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - مریض زهد را آن روی آتشناک می سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.