هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از ناامیدی و رنج خود سخن میگوید و با اشاره به شراب و آب خضر، بیان میکند که به او چیزی جز درد و رنج نرسیده است. او از تنهایی و ضعف خود مینالد و امیدی به بهبودی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۶ - شراب لعلی آن نوش لب، به ما چه رسد؟
شراب لعلی آن نوش لب، به ما چه رسد؟
ز آب خضر، به ما خون گرفته ها چه رسد؟ ۱
چو نی فتاده مرا همدمی، به دم سردان
تن نحیف مرا تا ازین هوا چه رسد ۲
ز آب خضر، به ما خون گرفته ها چه رسد؟ ۱
چو نی فتاده مرا همدمی، به دم سردان
تن نحیف مرا تا ازین هوا چه رسد ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - رنگت به خون لاله، قدح در خمار زد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - بلاکش عاشقی کو با غم جانانه می سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.