هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق میپردازد. او از زلف معشوق، دل شکستهاش، بخت سیاه و اشکهایش سخن میگوید و ابراز میکند که حاضر است در برابر معشوق سر تسلیم فرود آورد. متن پر از استعارهها و تصاویر شاعرانه است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند دلشکستگی و ناامیدی برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۸۰ - تا زلف تو بر دوش و برم سایه فکن شد
تا زلف تو بر دوش و برم سایه فکن شد
هر چاک دلم، جادهٔ صحرای ختن شد ۱
دیدهٔ بخت سیاهم چو گران خواب شود
تیغ مژگان رسای تو سیه تاب شود ۲
سر تسلیم، پی سجدهٔ مستانه به خاک
می گذارم، اگر ابروی تو محراب شود ۳
مرا به خاک چو مژگان اشکبار شود
کفن پر آب تر از ابر مایه دار شود ۴
هر چاک دلم، جادهٔ صحرای ختن شد ۱
دیدهٔ بخت سیاهم چو گران خواب شود
تیغ مژگان رسای تو سیه تاب شود ۲
سر تسلیم، پی سجدهٔ مستانه به خاک
می گذارم، اگر ابروی تو محراب شود ۳
مرا به خاک چو مژگان اشکبار شود
کفن پر آب تر از ابر مایه دار شود ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - نگاه خشم، چشم شوخ او را زیب دیگر شد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - همّت آن است که در پیش کرم، دون نشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.