هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و فراق معشوق میگوید و از بیپروازی و بیپناهی خود سخن میراند. او از شمع و جلوهاش در شب هجران یاد میکند و اشاره میکند که با خیال معشوق، وصالی هرچند کوتاه داشته است. در پایان، از تصمیم به سفر و دلبستگیاش به معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۲۴۲ - بسته پای چو من بی پر و بالی که مپرس
بسته پای چو من بی پر و بالی که مپرس
زیر لب دارم ازین عقده، سؤالی که مپرس ۱
جلوهٔ شمع تجلّی، شب هجران تو داشت
با خیال تو، مرا بود وصالی که مپرس ۲
رخت از آن کوی پی عزم سفر می بستم
دل به دامان من آویخت، به حالی که مپرس ۳
زیر لب دارم ازین عقده، سؤالی که مپرس ۱
جلوهٔ شمع تجلّی، شب هجران تو داشت
با خیال تو، مرا بود وصالی که مپرس ۲
رخت از آن کوی پی عزم سفر می بستم
دل به دامان من آویخت، به حالی که مپرس ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - خون گر نخورد زان لب میگون، چه کند کس؟
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - از چرخ تنک حوصله، پروا چه کند کس؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.