هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از زیباییهای طبیعت و حالات روحی خود سخن میگوید. او صفای دل و طراوت بهار را میستاید و از شکستگی حال و پریشانی خود مینالد. در نهایت، به تشنگی و نیاز خود اشاره میکند و آن را با آب زلال مقایسه میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۹۶ - صفای وقت، ز دل های بی غبار بجو
صفای وقت، ز دل های بی غبار بجو
طراوت از نفس پاک نوبهار بجو ۱
شکسته حال و پریشان دل و سیه بختم
مرا به حلقهٔ آن زلف تابدار بجو ۲
کنار جدول و جو، جای تشنه کامان است
لب مرا، به لب تیغ آبدار بجو ۳
طراوت از نفس پاک نوبهار بجو ۱
شکسته حال و پریشان دل و سیه بختم
مرا به حلقهٔ آن زلف تابدار بجو ۲
کنار جدول و جو، جای تشنه کامان است
لب مرا، به لب تیغ آبدار بجو ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - دارم دلی دو نیم، ز تیغ زبان تو
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - عریان ز صافی طینتی، از پردهٔ نیرنگ شو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.