هوش مصنوعی:
شاعر از فراق و حسرت ناشی از رفتن معشوق مینالد. معشوق بدون توجه به احساسات شاعر رفته و حسرتی عمیق در دل او به جای گذاشته است. شاعر از نگاههای حسرتبار و اشکهایش سخن میگوید و درد فراق را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و حسرتآلود است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۱۵ - به بالینم نشستی، قد به ناز افراشتی رفتی
به بالینم نشستی، قد به ناز افراشتی رفتی
نهال حسرتی، در سینهء من کاشتی رفتی ۱
ندادی فرصت آن، تا بمالم دیده بر پایت
به مشتی خاکساران، سرگرانی داشتی رفتی ۲
به دنبالت نیارم تا نگاه حسرتی کردن
دلم خون کردی و چشم ترم انباشتی رفتی ۳
نهال حسرتی، در سینهء من کاشتی رفتی ۱
ندادی فرصت آن، تا بمالم دیده بر پایت
به مشتی خاکساران، سرگرانی داشتی رفتی ۲
به دنبالت نیارم تا نگاه حسرتی کردن
دلم خون کردی و چشم ترم انباشتی رفتی ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۴ - به خاموشی سپندم گفت، در بزم پریزادی
گوهر بعدی:شماره ۳۱۶ - من بلبلم و گلبن من یار منستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.