هوش مصنوعی:
شاعر از روزگار گذشته و یاریهای از دست رفته میگوید و دردهای زندگی را بیان میکند که به حدی سنگین هستند که جانش به لب رسیده است. او از شب غفلت و نادانی سخن میگوید و از این که نمیداند چه کسی میتواند او را بیدار کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، بیان غم و اندوه و مسائل وجودی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲۰ - گذشت آن دور کز ساغر، کند یاری مرا یاری
گذشت آن دور کز ساغر، کند یاری مرا یاری
به اشک لاله گون زین پس، نمایم چهره گلناری ۱
ز بار زندگانی، در جهان چندان گران بارم
که جان ناتوان آمد مرا بر لب به دشواری ۲
شب غفلت فروبست، اختران را دیدهٔ روشن
ندانم ازکه باید داشت دیگر، چشم بیداری ۳
به اشک لاله گون زین پس، نمایم چهره گلناری ۱
ز بار زندگانی، در جهان چندان گران بارم
که جان ناتوان آمد مرا بر لب به دشواری ۲
شب غفلت فروبست، اختران را دیدهٔ روشن
ندانم ازکه باید داشت دیگر، چشم بیداری ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۹ - دلم را، کرده یک پیمانه خون، لعل می آلودی
گوهر بعدی:شماره ۳۲۱ - شد صید دلم بستهٔ فتراک سواری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.